در روز ۲۱۷ جنگ، رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری ریاست جمهوری یمن، رسماً آغاز عملیات برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل انصارالله را اعلام کرد. او گفت: نیروهای دولت قصد دارند اقتدار دولت را بر مناطق از دست رفته بازگردانند و از جامعه بینالمللی نیز خواست از این عملیات حمایت کند.رویترز گزارش داده این حمله در چارچوب طرحی گستردهتر با هدف شکستن موقعیت انصارالله در ساحل دریای سرخ و بابالمندب طراحی شده است. عملیاتی که ممکن است بیش از ۱۰۰هزار نیروی یمنی را درگیر کند و از حمایت هوایی عربستان، اطلاعات آمریکا و کمکهای تجهیزاتی ترکیه و پاکستان برخوردار شود. در نتیجه این دیگر صرفاً ادامه جنگ داخلی یمن نیست، بلکه وجه دیگری از جنگ تمامعیار منطقهای است.
ارتفاعاتی که ارزششان از شهرها بیشتر است
درگیری بر سر کوههای «کَهْبوب» در نزدیکی بابالمندب شاید از بسیاری از نبردهای شهری اهمیت راهبردی بیشتری داشته باشد. گزارشهای میدانی الجزیره میگویند این ارتفاعات برای مواضع انصارالله در ساحل دریای سرخ عمق دفاعی ایجاد میکنند و امکان حفظ و پوشش مواضع موشکی و پهپادی نزدیک تنگه را افزایش میدهند.به همین دلیل، تلاش بلوک متحد عربستان را باید بیش از آنکه تلاشی برای تغییر نقشه سیاسی یمن دید، تلاشی برای تغییر نقشه دریایی منطقه دانست. بابالمندب همراه با هرمز، طی ماههای اخیر بخش بزرگی از محاسبات انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. حالا طرف مقابل میکوشد یکی از این دو نقطه فشار را از معادله خارج کند، اما نتیجه از پیش تعیینشده نیست.
انصاراللهِ امروز، انصاراللهِ جنگ قبلی نیست
هشام العمیسی، پژوهشگر ارشد یمن در مؤسسه صلح اروپا، دیروز به الجزیره گفت نیرویی که عربستان و دولت یمن اکنون با آن روبهرو هستند بسیار قدرتمندتر از دوره جنگهای قبلی است. به گفته او، انصارالله در جریان پیشروی ۶هفته گذشته نهتنها مناطق تازهای را تصرف کرده، بلکه به سلاح و مهماتی جدید دست یافته و نیروی انسانی بیشتری جذب کرده است. او تصرف مناطقی محدود برای نیروهای دولت را ممکن میداند، اما بازپسگیری صنعا را عملیاتی بسیار بلندپروازانه و نیازمند منابع گسترده توصیف میکند.گاردین نیز به یک ضعف ساختاری اشاره کرده است. اختلاف طولانی عربستان و امارات و چندپارگی نیروهای ضدانصارالله هنوز کاملاً حل نشده و موفقیت عملیات جدید تا حد زیادی به میزان هماهنگی این نیروها وابسته است. در نتیجه، برتری هوایی و پشتیبانی خارجی الزاماً به کنترل سریع زمین تبدیل نمیشود.
پاسخ از یمن به زیرساخت انرژی
همزمان با آغاز این حملات، انصارالله اعلام کرد تأسیسات آرامکو در ریاض و منطقه نفتی خریص را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. تصاویر خبرگزاریها آتش و دود را در یکی از تأسیسات آرامکو در نزدیکی ریاض نشان دادهاند، اما علت آتشسوزی بهطور مستقل تأیید نشده و مقامهای سعودی نیز بخشی از ادعاهای انصارالله را رد کردهاند. اهمیت این واکنش در تعداد موشکها نیست. پیام عملی آن این است که عملیات زمینی در بابالمندب میتواند مستقیماً به زیرساخت انرژی عربستان منتقل شود. همان نقطهای که ریاض برای کاهش وابستگی خود به هرمز و مسیرهای دریایی آسیبپذیر به آن نیاز دارد. اینجاست که جغرافیای جنگ پیچیده میشود. فشار بر یک مسیر ممکن است فشار را به مسیر یا زیرساخت دیگری منتقل کند.
نبرد یمن، مسابقه قدرت منطقهای
مؤسسه سلطنتی خدمات متحد بریتانیا، پیش از آغاز حملات فعلی نوشته بود نبرد بابالمندب دیگر تنها نزاع یمنی نیست و به رقابتی میان عربستان، ایران، ترکیه، پاکستان، اسرائیل و آمریکا بر سر معماری امنیتی منطقه تبدیل شده است. این تحلیل نکته مهمی دارد. حتی اگر بخشی از پیشروی انصارالله در نهایت معکوس شود، آنچه طی هفتههای اخیر رخ داده یک «سابقه» ساخته است. اینکه زیرساخت انرژی عربستان و دو مسیر دریایی منطقه میتوانند همزمان تحت فشار قرار گیرند.اندیشکدهCSIS نیز در تحلیل اخیر خود هشدار داده حملات کنونی علیه عربستان از برخی جهات پرهزینهتر از بحران معروف آرامکو در سال ۲۰۱۹ شده، زیرا این بار فشار همزمان با جنگ گسترده ایران و آمریکا و اختلال در تجارت دریایی رخ میدهد.
نبرد بر سر دو تنگه
اهمیت یمن برای ایران فقط به انصارالله مربوط نیست. بعد دیگر آن، توزیع فشار میان هرمز و بابالمندب است. تا زمانی که بابالمندب ناامن بماند، عربستان و آمریکا نمیتوانند بهسادگی فشار هرمز را با انتقال صادرات به دریای سرخ خنثی کنند.از این زاویه، حملات تازه دولت مورد حمایت عربستان، تلاشی برای شکستن همین هندسه دوگانه است. اگر نیروهای مورد حمایت عربستان بتوانند ساحل غربی و ارتفاعات مشرف بر بابالمندب را پس بگیرند، مسیر ینبع امنتر میشود و بخشی از فشار دریایی دوباره فقط بر هرمز متمرکز خواهد شد. در نتیجه برای ایران، مسئله فقط عقبنشینی یا پیشروی انصارالله نیست؛ کاهش یا حفظ عمق جغرافیایی فشار بر شبکه انرژی رقبای منطقهای است.
به همین دلیل، نتیجه نبرد بابالمندب مستقیماً بر ارزش اهرم هرمز اثر میگذارد. اگر یکی از دو گلوگاه از معادله خارج شود، آزادی عمل آمریکا و عربستان بیشتر میشود؛ اگر هر دو تحت فشار بمانند، هزینه مهار بحران برای طرف مقابل بالاتر خواهد ماند.
چهره جدید جنگ
عملیات امروز نشان میدهد جغرافیای جنگ در حال تغییر است. در هفتههای قبل پرسش این بود که انصارالله تا کجا میتواند در ساحل دریای سرخ پیش برود. از امروز پرسش تازه این است که ائتلاف مقابل برای پس گرفتن آن جغرافیا حاضر است چه میزان نیرو، پول و اعتبار سیاسی هزینه کند. بابالمندب دیگر حاشیه جنگ نیست.




نظر شما